اینم چندتا جوک جدید
عجب زلزله خفنی بود
نوکیا یاد بگیر ویبره خدا اینجوریه 
جوک های امروز:
------
* ترکه به زنش میگه برو مهرتو بزار اجرا خونه بخریم!


------
* تركه يه پليس رو ميكشه زنگ ميزنه 110 ميگه:ميبينم كه 109 نفر شدين 

------
* به تركه مي گن اگه يه دختره خوشگل و باحال بهت راه بده چي كار مي كني ...؟مي گه ازش سبقت مي گيرم
------
* تركه شب عروسيش نميدونه به زنش چي بگه
...ميگه خانوادت ميدونن تو اينجايي؟؟ 


------
* دختره از ماه عسل بر میگرده میشینه رو مبل پاشو میندازه رو هم. این پاش به اون پاش میگه چه عجب از اینورا؟!!
------
* يک روز به يه ترکه ميگن با سي دي جمله بساز
ميگه ديروز خواهرتو ديدم
ميگن پس سي ديش کو
ميگه فردا به بازار مياد

------
* تهرانیه تو حج پرده ی کعبه رو گرفته بوده میگفته خدایا توبه دیگه واسه ترکا جوک نمیسازم...یه ترکه زد رو شونش گفت داداش قبله کدوم طرفه؟! فارسه داد میزنه: خدایا خاطره که میتونم تعریف کنم؟

------
* خره وسط جنگل داد میزنه: من شیر میخورررررم.. پلنگ میخورررم..... گرگ میخورم..... شیره از پشت درخت میاد بیرون، خره میگه بعضی وقتها گه زیادی هم میخورم!!
------
* تركه تو خيابون يه زنه رو ماچ مي كرده پليس مياد ميگه چه غلطي داري مي كني ميگه: معلم كلاس اولمه

------
* ترکه ميخواسته بچش رو نصيحت کنه! ميگه: چند سالته؟
بچش ميگه: 16 سال !
ترکه ميگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه! 

------
* از ترکه مي پرسن نظرت درباره بند گردنيه موبايل چيه ؟ ميگه خيلي خوبه . فقط موقع شارژ چند ساعتي آدمو علاف ميکنه

------
* رشتیه میره تو یک خانه فساد، زنشو اونجا می بینه: میزنه زیر گریه زنش میگه: چی شده؟ رشتیه میگه منو ببخش منو اغفال کردن 
------
* به رشتيه ميگن تو به زندگي پس از مرگ اعتقاد داري ؟ ميگه 100% آخه من خودم 2 سال بعد از مرگ پدرم به دنيا اومدم 
------
* يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من ! 

------
* ميدوني چرا خرا هميشه سرشون پاينه؟ چون ترک ها براشون آبرو نذاشتن 

------
* يه اقايي با صداي بلند ميگه اصغر اقا بچه ات مرد, تركه از پنج طبقه خودشو پرت ميكنه پايين, به طبقه چهارم كه ميرسه به خودش ميگه اصلا من بچه ندارم كه, به طبقه سوم كه ميرسه ميگه من زن ندارم كه, به طبقه دوم كه ميرسه ميگه بخدا من اصغر آقا نیستم


------
* به تركه ميگن : راسته ميخواي زن بگيري ميگه : اگه راست نبود زن ميخواستم چيكار
------
* می دونی قزوینی ها شب های پنج شنبه برای مردشون چی خیرات می کنن؟....... چی توز حلقه ای
------
* به قزوينيه مي گن شيرين ترين خاطره زندگيت چيه؟ مي گه يه عروسي رفتيم مردا و پسرها قاطي بودند

------
* ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرده یکی رد می شه میگه عجب خر باهوشی، ترکه میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم ! 



------
* قزوينيه جلو آينه ميشه... خودشو ميبينه، ميگه: يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم!

------
* تركه ميره تو كوچه بن بست فكر ميكنه آخر دنياست خودكشي ميكنه

------
* ترکه به دیواره اتاقش عکس یه گور خر زده بوده یه روز دوستش بهش میگه این عکس کیه زدی به دیواره اتاقت میگه عکس بابامه موقعی که تو یوونتوس بازی میکرد

------
* رشتيه زنش ميره تهران حامله برميگرده اسم بچشو ميزاره هديه تهراني
------
* ترکه ميگه عجب مملکت خر تو خريه من تا حالا سه بار رفتم سربازي کسي نفهميده


اینم چندتا جوک جدید
عجب زلزله خفنی بود
نوکیا یاد بگیر ویبره خدا اینجوریه 
جوک های امروز:
------
* ترکه به زنش میگه برو مهرتو بزار اجرا خونه بخریم!


------
* تركه يه پليس رو ميكشه زنگ ميزنه 110 ميگه:ميبينم كه 109 نفر شدين 

------
* به تركه مي گن اگه يه دختره خوشگل و باحال بهت راه بده چي كار مي كني ...؟مي گه ازش سبقت مي گيرم
------
* تركه شب عروسيش نميدونه به زنش چي بگه
...ميگه خانوادت ميدونن تو اينجايي؟؟ 


------
* دختره از ماه عسل بر میگرده میشینه رو مبل پاشو میندازه رو هم. این پاش به اون پاش میگه چه عجب از اینورا؟!!
------
* يک روز به يه ترکه ميگن با سي دي جمله بساز
ميگه ديروز خواهرتو ديدم
ميگن پس سي ديش کو
ميگه فردا به بازار مياد

------
* تهرانیه تو حج پرده ی کعبه رو گرفته بوده میگفته خدایا توبه دیگه واسه ترکا جوک نمیسازم...یه ترکه زد رو شونش گفت داداش قبله کدوم طرفه؟! فارسه داد میزنه: خدایا خاطره که میتونم تعریف کنم؟

------
* خره وسط جنگل داد میزنه: من شیر میخورررررم.. پلنگ میخورررم..... گرگ میخورم..... شیره از پشت درخت میاد بیرون، خره میگه بعضی وقتها گه زیادی هم میخورم!!
------
* تركه تو خيابون يه زنه رو ماچ مي كرده پليس مياد ميگه چه غلطي داري مي كني ميگه: معلم كلاس اولمه

------
* ترکه ميخواسته بچش رو نصيحت کنه! ميگه: چند سالته؟
بچش ميگه: 16 سال !
ترکه ميگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه! 

------
* از ترکه مي پرسن نظرت درباره بند گردنيه موبايل چيه ؟ ميگه خيلي خوبه . فقط موقع شارژ چند ساعتي آدمو علاف ميکنه

------
* رشتیه میره تو یک خانه فساد، زنشو اونجا می بینه: میزنه زیر گریه زنش میگه: چی شده؟ رشتیه میگه منو ببخش منو اغفال کردن 
------
* به رشتيه ميگن تو به زندگي پس از مرگ اعتقاد داري ؟ ميگه 100% آخه من خودم 2 سال بعد از مرگ پدرم به دنيا اومدم 
------
* يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من ! 

------
* ميدوني چرا خرا هميشه سرشون پاينه؟ چون ترک ها براشون آبرو نذاشتن 

------
* يه اقايي با صداي بلند ميگه اصغر اقا بچه ات مرد, تركه از پنج طبقه خودشو پرت ميكنه پايين, به طبقه چهارم كه ميرسه به خودش ميگه اصلا من بچه ندارم كه, به طبقه سوم كه ميرسه ميگه من زن ندارم كه, به طبقه دوم كه ميرسه ميگه بخدا من اصغر آقا نیستم


------
* به تركه ميگن : راسته ميخواي زن بگيري ميگه : اگه راست نبود زن ميخواستم چيكار
------
* می دونی قزوینی ها شب های پنج شنبه برای مردشون چی خیرات می کنن؟....... چی توز حلقه ای
------
* به قزوينيه مي گن شيرين ترين خاطره زندگيت چيه؟ مي گه يه عروسي رفتيم مردا و پسرها قاطي بودند

------
* ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرده یکی رد می شه میگه عجب خر باهوشی، ترکه میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم ! 



------
* قزوينيه جلو آينه ميشه... خودشو ميبينه، ميگه: يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم!

------
* تركه ميره تو كوچه بن بست فكر ميكنه آخر دنياست خودكشي ميكنه

------
* ترکه به دیواره اتاقش عکس یه گور خر زده بوده یه روز دوستش بهش میگه این عکس کیه زدی به دیواره اتاقت میگه عکس بابامه موقعی که تو یوونتوس بازی میکرد

------
* رشتيه زنش ميره تهران حامله برميگرده اسم بچشو ميزاره هديه تهراني
------
* ترکه ميگه عجب مملکت خر تو خريه من تا حالا سه بار رفتم سربازي کسي نفهميده


اینم چندتا جوک جدید
عجب زلزله خفنی بود
نوکیا یاد بگیر ویبره خدا اینجوریه 
جوک های امروز:
------
* ترکه به زنش میگه برو مهرتو بزار اجرا خونه بخریم!


------
* تركه يه پليس رو ميكشه زنگ ميزنه 110 ميگه:ميبينم كه 109 نفر شدين 

------
* به تركه مي گن اگه يه دختره خوشگل و باحال بهت راه بده چي كار مي كني ...؟مي گه ازش سبقت مي گيرم
------
* تركه شب عروسيش نميدونه به زنش چي بگه
...ميگه خانوادت ميدونن تو اينجايي؟؟ 


------
* دختره از ماه عسل بر میگرده میشینه رو مبل پاشو میندازه رو هم. این پاش به اون پاش میگه چه عجب از اینورا؟!!
------
* يک روز به يه ترکه ميگن با سي دي جمله بساز
ميگه ديروز خواهرتو ديدم
ميگن پس سي ديش کو
ميگه فردا به بازار مياد

------
* تهرانیه تو حج پرده ی کعبه رو گرفته بوده میگفته خدایا توبه دیگه واسه ترکا جوک نمیسازم...یه ترکه زد رو شونش گفت داداش قبله کدوم طرفه؟! فارسه داد میزنه: خدایا خاطره که میتونم تعریف کنم؟

------
* خره وسط جنگل داد میزنه: من شیر میخورررررم.. پلنگ میخورررم..... گرگ میخورم..... شیره از پشت درخت میاد بیرون، خره میگه بعضی وقتها گه زیادی هم میخورم!!
------
* تركه تو خيابون يه زنه رو ماچ مي كرده پليس مياد ميگه چه غلطي داري مي كني ميگه: معلم كلاس اولمه

------
* ترکه ميخواسته بچش رو نصيحت کنه! ميگه: چند سالته؟
بچش ميگه: 16 سال !
ترکه ميگه : خاک بر سرت الان هم سن سالات 30 سالشونه! 

------
* از ترکه مي پرسن نظرت درباره بند گردنيه موبايل چيه ؟ ميگه خيلي خوبه . فقط موقع شارژ چند ساعتي آدمو علاف ميکنه

------
* رشتیه میره تو یک خانه فساد، زنشو اونجا می بینه: میزنه زیر گریه زنش میگه: چی شده؟ رشتیه میگه منو ببخش منو اغفال کردن 
------
* به رشتيه ميگن تو به زندگي پس از مرگ اعتقاد داري ؟ ميگه 100% آخه من خودم 2 سال بعد از مرگ پدرم به دنيا اومدم 
------
* يه تركه تو آينه عكس خودشو مي بينه بعد مي گه : ا...اين چه آشناست ! بعد از يه ساعت فكر كردن داد مي زنه : فهميدم ... اين همون کره خریه كه امروز تو آرايشگاه یک ساعت زل زده بود به من ! 

------
* ميدوني چرا خرا هميشه سرشون پاينه؟ چون ترک ها براشون آبرو نذاشتن 

------
* يه اقايي با صداي بلند ميگه اصغر اقا بچه ات مرد, تركه از پنج طبقه خودشو پرت ميكنه پايين, به طبقه چهارم كه ميرسه به خودش ميگه اصلا من بچه ندارم كه, به طبقه سوم كه ميرسه ميگه من زن ندارم كه, به طبقه دوم كه ميرسه ميگه بخدا من اصغر آقا نیستم


------
* به تركه ميگن : راسته ميخواي زن بگيري ميگه : اگه راست نبود زن ميخواستم چيكار
------
* می دونی قزوینی ها شب های پنج شنبه برای مردشون چی خیرات می کنن؟....... چی توز حلقه ای
------
* به قزوينيه مي گن شيرين ترين خاطره زندگيت چيه؟ مي گه يه عروسي رفتيم مردا و پسرها قاطي بودند

------
* ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرده یکی رد می شه میگه عجب خر باهوشی، ترکه میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم ! 



------
* قزوينيه جلو آينه ميشه... خودشو ميبينه، ميگه: يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم!

------
* تركه ميره تو كوچه بن بست فكر ميكنه آخر دنياست خودكشي ميكنه

------
* ترکه به دیواره اتاقش عکس یه گور خر زده بوده یه روز دوستش بهش میگه این عکس کیه زدی به دیواره اتاقت میگه عکس بابامه موقعی که تو یوونتوس بازی میکرد

------
* رشتيه زنش ميره تهران حامله برميگرده اسم بچشو ميزاره هديه تهراني
------
* ترکه ميگه عجب مملکت خر تو خريه من تا حالا سه بار رفتم سربازي کسي نفهميده

